کلیات
چشم انداز یا افق (vision) تصویری پویا از آینده مطلوبی است که یک نهاد یا سازمان یا هر نگاهی در یک زیست بوم دیجیتالی دنبال می کند. در اینجا چشم انداز متمرکز بر آینده مطلوبی است که شرکت اسمارت راینو بمثابه یک گونه در زیست بوم دیجیتالی صنعت نسل چهار نقش ایفاء می کند. ویژگی اصلی یک چشم انداز تهییج کنندگی و توانمند سازی آن بوده بطوریکه به واسطه آن همواره بنگاه یا شرکت با انگیزه کافی و در عین حال آگاهانه به سوی آینده حرکت می کند، آینده ای که پر از ریسک و پر ازخطر و احتمالا تاریکی است. این افق یا چشم انداز همانند فانوسی در دل دریایی طوفانی است که ما در پرتو این فانوس دور و اطراف خود را ادراک و فهم می کنیم. ما در ماموریت خود سه مورد آموزش فناوری ها و روند های صنعت نسل چهارم، کسب و کار ارز های دیجیتالی و ترید را دنبال کرده بطوریکه در عین حال و در این راستا قابلیت های گوناگونی را در اسمارت راینو توسعه می دهیم. هر سه مورد از فراورده های عصر صنعت نسل چهارم بوده بطوریکه پیشرفت در هر کدام منوط بر فهم درستی از فناوری های صنعت نسل چهار یعنی هوش مصنوعی، بلاک چین، IoT، همزاد های دیجیتالی، چاپگر های سه بعدی، روباتیک، رایانش ابری/لبه،واقعیت مجازی/افزودنی، بیگ دیتا است اکنون با وضعیت گفته شده و با توجه به مواجهه ما با مسائل پیچیده و غیر قابل پیش بینی در آینده، ضرورت و الزام ایجاد یک چشم انداز کاملا درک شده و این سند تلاشی در این راستا است.
اختلاف بیانیه ماموریت و بیانیه چشم انداز در زمان حال و آینده است یعنی اینکه ماموریت به زمان حال و اکنون پرداخته ولی چشم انداز نگاه به آینده دارد. هر دوی اینها می بایست به ارزش ها و فرهنگ به اصطلاح سازمانی همسو بوده زیرا که مجموعه همه این عناصر، هویت شرکت اسمارت راینو را در زیست بوم صنعت نسل چهاربا به اختصار IR4شکل می دهند.
به این ترتیب برای فهم درستی از رسالت آینده اسمارت راینو لازم است که به مفهوم زیست بوم پرداخته شده و از آنجا معلوم کرده که اسمارت در زیست بوم دیجیتالی صنعت نسل چهار یا IR4[1] چه نقشی را ایفاء می کند.
شکل 1 در زیر ساختار یک زیست بوم را معلوم نموده و شکل 2 در ادامه گونه های زیست بوم IR4 را نمایش می دهد.
|
بر اساس شکل 1 یک زیست بوم دارای دو مولفه گونه و محیط بوده بطوریکه مولفه گونه خود از دو جزء رهبر و رهرو[2] مرکب شده بطوریکه رهبر، رهروان را راهنمایی یا به اصطلاح رهبری می کند. محیط مولفه دیگری از یک زیست بوم بوده بطوریکه این محیط همه محیط های از نوع محیط های اتصال ضعیف، محیط های با دامنه کلاستر شده، محیط های خودسازمان، محیط های عامل پایه، محیط های تقاضا رانه و محیط های باز را بعنوان ویژگی دارا است.
یکی از مهمترین نتایجی که می توان از یک زیست بوم دیجیتالی گرفت از رابطه موثر بین رهبر و رهروان نتیجه شده که این رابطه نیازمند نظام از نوع حکمرایی است بطوریکه بر اساس آن رابطه موثری بین رهبر و رهروان شکل گرفته و رهبر بتواند بر اساس سامانه هایی همانند مانیتورینگ ارزیابی حتی در لحظه کرده و رهنمود ها و راهنمایی های موثر انجام دهد.
بر اساس آنچه که در شکل 1 معلوم گردیده همه سیستم های IoT بعنوان نمونه های گوناگونی از یک گونه در زیست بوم دیجیتالی صنعت نسل چهار هستند، این صنعت نسل چهار بعنوان یک زیست بوم دارای گونه های[3] مختلف از جمله هوش مصنوعی، بلاک چین، IoT، همزاد های دیجیتالی، چاپگر های سه بعدی، روباتیک، رایانش ابری/لبه،واقعیت مجازی/افزودنی، بیگ دیتا است، این گونه ها که با هم یک زیست بوم را می سازند به صورتی هستند که حذف یکی بطور کلی نظام زیست بوم را از کار نیانداخته و اساسا همه همدیگر را تقویت می کنند.
|
اما این در صورتی است که در یک سیستم همانند اتومبیل اگر یکی از مولفه ها از بین برود (همانند از کار افتادن زیرسیستم برق)کلیت سیستم از کار می افتد. البته در عمل بیشتر نهاد های موجود چیزی بین سیستم و زیست بوم هستند اما بهر حال اگر تعادل یک زیست بوم با کوچکترین رویدادی حتی بطور اندک بهم بخورد باز به زندگی خود ادامه داده هر چند که ممکن است که رفتار های غیر قابل قبولی از خود به نمایش می گذارد. به این ترتیب معلوم می شود که تاب آوری از اصلی ترین قابلیت های راهبردی یک زیست بوم و یک زیست بوم دیجیتال از جمله صنعت نسل چهار یا IR4 باشد صنعت یا نهادی که در یک زیست بوم دیجیتالی بعنوان یک گونه فعالیت می کند دوام و بقا خود را در دوام و بقای گونه های دیگر دیده و تلاش می کند از توانمند ساز ها و سرمایه های موجود زیست بوم برای رشد و تحول خود استفاده کند. تحت چنین حقیقتی است که هر گونه از جمله هوش مصنوعی را در زیست بوم هوش مصنوعی یا همان IR4 باید دید و در این زیست بوم به توسعه آن همت گمارد. ما نمی توانیم از هوش مصنوعی و یا هر گونه صنعت نسل چهار انتظارات جدیدی را داشته ولی هنوز نظام داده ای آن را بصورت SQL و غیر جریانی توسعه دهیم.
اسمارت راینو برای تشخیص و پاسخ گویی به هر نوع ریسک و آسیب پذیری[4] می بایست به انطباق پذیری در حالت پیشگیرانه بپردازد به این معنی که به آسیب پذیری نمی توان پرداخت مگر اینکه به راهکار مقابل آن یعنی تاب آوری پرداخته شود. در اصل تاب آوری صفتی است که مخاطرات آسیب پذیری را کاهش داده و برای فهم این مخاطرات از قبل می بایست به انطباق پذیری پیشگیرانه توجه کرد، تاب آوری که گاهی قابلیت تطبیق پذیری نیز نامیده شده نه تنها بایست به شوک های خارجی پاسخ دهد بلکه این پاسخ باید قاطعانه و فعالانه نیز باشد. تاب آوری می تواند مربوط به یک سیستم یا مربوط به فرد یا یک جمع باشد. یک سیستم تاب آور تحمل هر شوکی را باید داشته باشد و یک شرکت یا بنگاه از جمله اسمارت راینو بایست در شرایط نامطلوب بهترین نتیجه را کسب کند و این شرکت بعنوان یک جمع یا اجتماع تاب آور می بایست اقدامات دست جمعی به گونه اثربخشی بکار گیرد. اسمارت راینو در آینده باید بگونه ای تاب آور شود که هر گونه رخداد های خارجی ویا شوک های اعمال شده نتواند آن را بهم ریخته و یا اراده جمعی آن را سست کند. بعنوان نمونه، خرده مالکانی که انواع مختلفی از محصولات را کشت کرده اند تاب آور تر از کشاورزانی بوده که تنها یک محصول کشت می کنند. اساسا معماری های مبتنی بر پورتفوی(یا پورتفولیو) تاب آور تر از معماری های مبتنی بر پروژه است، بنابراین یکی از ویژگی های اسمارت راینو در آینده ارائه معماری سیستم ها و سامانه ها نه بطور پروژه محور بلکه بر پایه پورتفوی است.
قبل از اینکه به چشم انداز و ماموریت اسمارت راینو بطور مشخص بپردازیم در ابتدا به مفهوم پورتفولیو بیشتر پرداخته و با مثال هایی چند آن را از برنامه، پروژه و عملیات متمایز می کنیم، در ابتدا به تعریف پروژه می پردازیم که مجموعه ای از یک یا چند عملیات بوده که منجر به یک محصول یکتا و منحصر بفرد شده که بهمین دلیل پیامد ها و نتایج مشخصی بهمراه دارد. ساخت یک سد یا تولید نرم افزار بانک اطلاعات هر دو پروژه هایی هستند که منجر به محصولاتی منحصر بفرد می شوند. این در صورتی است که یک عملیات به تنهایی ممکن است که نتیجه ای در نداشته باشد و اصولا اگر مجموعه ای از عملیات بهم مرتبط محصولی منحصر بفرد را ایجاد نمایندآنگاه پروژه شکل می گیرد. آنچه که در تعریف پروژه اهمیت دارد تمایز آن با عملیات است به این صورت که نتیجه و محصول نهایی پروژه منحصربفرد بوده اما نتیجه یک عملیات الزاما منحصربفرد نیست. تولید زیرساخت های یک پلتفرم یا تولید ظروف آشپزخانه از نوع عملیات بوده زیرا که منجر به اموری منحصر بفرد نمی شوند. از طرف دیگر بایست به مفهوم برنامه یا طرح نیز پرداخته شده که برای عملی شدن نیازمند پروژه های مختلف است.
توسعه رایانش ابری طرحی است که برای عملی شدن نیازمند پروژه های مختلف است. اکنون به تعریف پورتفولیو یا سبد یا پورتفوی پرداخته که در معماری سیستم های آتی شرکت اسمارت راینو مفهومی بسیار با اهمیت است. پورتفولیو یا پورتفوی سبدی از پروژه ها، طرح ها، مستندات، محصولات و حتی پورتفو های گوناگونی است که نتیجه نهایی آن یک مفهومی برساختی است. این مفهوم برساختی کلیتی نوظهور بوده که اختتام آن از مقبولیت و رضایت بخشی نتیجه می شود. اصولا فناوری هایی که در یک پورتفوی قرار داده شده ماهیتی فنی-اجتماعی داشته که بهمین دلیل پورتفوی مورد بحث، بطور مستمر در حال توسعه بوده و خاصیتی تحولی دارد.
آنچه که پورتفولیو یا پورتفولی(تعریف سازگار با تلفظ فرانسوی)یا سبد (در تعبیر بکار رفته به فارسی )را شکل می دهد مجموعه ای از سرمایه ها یا توانمند ساز هایی بوده که در صورت رشد و تحول آنها قابلیت های راهبردی نتیجه می شوند. این سرمایه ها یا توانمند ساز ها هر نوع منبعی را نمی توانند شامل شده بلکه اساسا منابع یک پورتفولی محسوس بوده که بکارگیری آنها موجب تحول شده و می توانند هر چیزی از جمله طرح، برند یا هر پروژه ای باشد. نکته بسیار مهم در شناخت یک پورتفوی صرفا ایجاد سبدی از سرمایه ها، محصولات، پروژه ها یا برند ها در کنار هم بعنوان یک مجموعه نبوده بلکه آنچه مفهوم پوتفولی را شکل می دهد و در اصل آن را بصورت نوظهور شکل می دهد معنای برساختی آن است این معنای برساختی لزوما شامل مولفه های متنوعی بوده که ریسک برگرفته از آنها سیستم نهایی را از هم دچار پارگی نکرده و انسجام آن در حد و اندازه مطمئنی باشد. از طرف دیگر علاوه بر تنوع، آنچه که در یک پورتفوی اهمیت دارد کلیتی است که ایجاد شده و هر گونه مولفه و تک تک اجزا فاقد اصالت هستند. بعنوان مثال در پورتفوی زیرساخت آنچه که اهمیت دارد همه شبکه هایی است که چه برای تعامل و چه برای پیام رسانی و یا هر هدف دیگری مورد استفاده است بی شک یکی از این ها اگر وجود نداشته باشد نمی توان به عملیاتی موثر برای زیرساخت ها امیدوار بود اما در عین حال هیچ کدام از این ها به تنهایی اصالت ندارد. برای فهم درستی از کلیت، کافیست به این نکته توجه کنیم که یک پروژه یا یک طرح به درستی کار اهمیت می دهد اما یک پورتفوی به کار درست اهمیت می دهد و کار درست هنگامی است که کلیتی درست پدیدار شود. علاوه بر کلیت و تنوع، می توان برای یک پورتفوی هدف و افق زمانی نیز قائل بود افق زمانی معرف این است که پورتفوی کدامیک از حالات کوتاه مدت، میان مدت یا دراز مدت را مد نظر داشته و کدامیک را ارزش دهی می کند، همچنین باید برای این پورتفوی معلوم باشد که دوام و بقای آن تا چه زمانی است و زمان نگهداری آن بایست معلوم باشد. ویژگی دیگر یک پورتفوی که در اینجا مورد توجه اساسی قرار می گیرد خاصیت تحولی و متعالی بودن آن است که روش توسعه آن را معلوم می کند. در حقیقت برای یک پدیده متعالی پایان کار متصور نیست و همواره امکان توسعه آن فراهم است در عمل و کاربرد این به این معنی است که لزوما ما کار را نباید پایان یافته تصور کنیم یا اینکه فکر کنیم که هم وظایف و یا همه مولفه ها را بایست به یکباره توسعه داد زیرا که کلمه همه اینجا معنی ندارد.
یکی از اهداف آتی اسمارت راینو دستیابی به پلتفرمی است که همه اعضای آن بتوانند با مشارکت با هم به توسعه سیستم ها و سامانه های مختلف هوش مصنوعی، آموزش ارز های دیجیتالی و کسب و کار ترید بپردازند. نتیجه نهایی اینکه آینده اسمارت راینو متکی بر دو هدف بهم مرتبط است:
شکل گیری چشم انداز اسمارت راینو
رشد و توسعه اسمارت راینو در زیست بوم دیجیتالی صنعت نسل چهار بر گرفته از قابلیت های راهبردی است بطوریکه این قابلیت های راهبردی چشم انداز آینده را معلوم کرده که مشتمل بر طرح واره هایا الگوهای معماری بوده که هر کدام بر حسب توانمند ساز هایی محسوس در زمینه نتیجه می شوند. این توانمند ساز ها در اصل سرمایه هایی هستند که با بکارگیری و ترکیب درستی از آن ها قابلیت های راهبردی را نتیجه می دهند در اصل این قابلیت ها ممزوج در پلتفرم مورد نظر بوده بطوریکه این پلتفرم هر گاه توسط جامعه مورد نظر خود بکار گرفته شود اهداف عینی و کارکردی خود را بطور اثربخشی نتیجه می گیرند.
اسمارت راینو به لحاظ سازمانی اهداف چابکی و سبک وزنی را دنبال می کند به این صورت که حداکثر دارای 2 یا 3 لایه بوده و همه مسائل خود را بصورت کار تیمی و بر پایه آگاهی اشتراکی حل می کند. داشتن این سازمان چابک موجب می شود که در مقابل رخداد های مختلف بازار کار بسرعت واکنش نشان داده و پاسخ ارائه شده نیز بواسطه کار تیمی صورتی عقلانی و بدور از احساسات است. از طرف دیگر از جمله تلاش های دیگری که افق یا چشم انداز گفته شده را تقویت می کند ارتباط دائم با شرکت ها و بنگاه های مشابه در کشور و حتی خارج از آن بوده بطوریکه تجربه های مختلف خود را با آنها مشترک کرده و از تجربه های آن ها نیز کمال استفاده را می کند. همچنانکه گفته شد از میان سه وظیفه اصلی، اسمارت راینو هوش مصنوعی را بطورت داده محور دنبال کرده که در این صورت رویکرد کلان داده ای در مرکز توجه بوده و در این رابطه تلاش می کند که سرویس ها و الگوریتم های فراابتکاری را بکار گرفته و خود در صورت امکان به توسعه آنها اقدام کند. در حوزه آموزش ارزهای دیجیتالی آن را بر پایه توجه ویژه به بلاکچین و کریپتوگرافی دنبال کرده و در عین حال هر نوع فناوری یا روندی از صنعت نسل چهار را نیز مد نظر قرار می دهد. در حوزه ترید نیز به روش ها و مدل هایی توجه دارد که سیگنال ها و راهنمایی های موثر و کارامد را به مشتری عرضه کرده و تلاش می کند که در بازار این حوزه نقشی اساسی ایفاء کند. نکته مهم این است که رویکرد داده محوری و کلان داده ای می تواند در امر تحلیل های پیشگویانه در حوزه رمز ارز بسیار موثر باشد و این بویژه می تواند بر پایه مجازی سازی و تکنیک های مختلف در فناوری های صنعت نسل چهار از جمله بکارگیری همزاد های دیجیتالی تاثیر گذاری کارامدی بر روی تریدینگ داشت. در اصل بندرت می توان فناوری در حوزه صنعت نسل چهار را پیدا کرده که نقشی در حل مسال پیچیده از جمله مسائل ترید نداشته باشد. بکارگیری فناوری های مختلف این صنعت بر روی ترید مخصوصا برای فهم و عرضه سیگنال از جمله اهدافی است که اسمارت راینو ایفاء می کند.